وطن من ایران

ای خطه ایران میهن ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

تا هست کنار تو پر از لشگر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بر برگ
کز یافته خویش نداری کفن من

بسیار سخن گفتم در تعزیت تو
آوخ که نگریاند کس را سخن من

و آنگاه نیوشند سخنهای مرا خلق
کز خون من آغشته شود پیرهن من

و امروز همی گویم با محنت بسیار
درد او دریغا وطن من وطن من

شادروان ملک الشعرا بهار