ای خوشا بر من که من ایرانیم فارغ از هر جنگ و هر ویرانیم

جنگ من جنگ خرد باشد عزیز من حیا دارم ز هر شمشیر تیز

رسم من رسم وفاداری بود کیش آزادی جهانداری بود

من ز زرتشت و خدایی بوده ام بُد ز کورش شاه ایدون دوده ام

من ز افریدون و از جم مانده ام نغمه های شادی و غم خوانده ام

من همانم که در این مهد فرین دارم از یار و عزیزان بهترین

مردمانی از دیار مهر و نور از دیار شادی و عشق و سرور

هم سخن نیکو و هم کردار نیک از اشا گویند و از پندار نیک

من نه حیوانم نه کافر یا خشوک نه به دنبال حرامی گوشت خوک

بر مسلمان و مسیحی و یهود آنکه نامش بُد ز ایران صد درود

من به این امید و عشقم زنده ام در تکاپوی وطن جان داده ام

مهد دلداران شود ایران زمین

یار زرتشتیم جمله بر یقین